فصلهای پیش از اینم ابر داشت بر کویرم بارشی از ابر داشت
پیش از اینها آسمان گلپوش بود پیش از اینها، یار در آغوش بود
اینک اما عده ای آتش شدند بعدِ مرگِ کوهها، آرش شدند
از بلندِ آز، حلق آویز ها! قلبهای مانده در دهلیزها!
قلبهایی ناشناس و کور و گند! در میانِ خاک و خون قد می کشند!
بعضی از آنها که خون نوشیده اند ارثِ جنگِ عشق را پوشیده اند!
بزدلانی کز یمِ خون تر شدند از بسیجی ها، بسیجی تر شدند!
زخمی ام اما نمک بی فایدست! درد دارم، نی لبک بی فایدست!
عاقبت آب از سر نوحم گذشت لشکرِ چنگیز از روحم گذشت.....
"محمد حسین جعفریان"




